تبليغاتX
پاسخگوی مسائل شرعی

پاسخگوی مسائل شرعی

پاسخگویی به احکام و مسائل شرعی

عقد ازدواج موقت یا متعه چند شرط دارد:
1- باید زن و مرد به ازدواج راضی باشند.
2- باید مقدار مهریه مشخص باشد (مثلا صد هزار تومان).
3 - باید مدت نیز مشخص باشد (مثلا یک روز).
4- باید عقد خوانده شود. تنها رضایت زن و مرد بدون خواندن عقد کافی نیست. بنا به احتیاط عقد به عربی صحیح خوانده شود. اگر خود مرد و زن نتواند صیغه را به عربی صحیح بخوانند. به فتوای بیش تر مراجع معظم تقلید به هر لفظی صیغه را بخوانند،صحیح است. لازم نیست وکیل بگیرند، اما باید لفظی بگویند که معنای «زوجت» و «قبلت» را بفهماند.

اگر خود زن و مرد بخواهند صیغه عقد موقت را بخوانند، بعد از آن که مدت(مثلا یک روز) و مهر را(مثلا ده هزار تومان) معین کردند، چنانچه زن به قصد این که درمدت مشخص شده با مهر مشخص شده خود را زن مرد مورد نظر قرار دهد بگوید: «زوجتک نفسی فی المدة المعلومة علی المهر المعلوم» (خود را به همسری تو در مدت معین با مهر معین درآوردم) بعد بدون فاصله مرد بگوید «قبلت هکذا» (قبول کردم ) صحیح است.(1)

5- دختری که به حد بلوغ رسیده و رشیده است، یعنی مصلحت خود را تشخیص می‌دهد، اگر بخواهد ازدواج دائم یا موقت کند، چنانچه باکره باشد، باید از پدر یا جد پدری خود اجازه بگیرد.(2)

در اینکه در ازدواج (دائم یا موقت) دختر باکره اذن پدر شرط است یا نه، پنج نظر هست:
ا) اذن پدر لازم است (آیات عظام: امام خمینی،سیستانی، شبیری زنجانی، تبریزی، نوری همدانی، مکارم شیرازی).
ب: بنابر احتیاط واجب (در احتیاط واجب مقلد می‌تواند به مرجع تقلید دیگر رجوع نماید) اذن پدر لازم است (آیات عظام: خامنه‌ای، فاضل لنکرانی، اراکی، خوئی، گلپایگانی، فاضل لنکرانی، صافی، وحید خراسانی).
ج: تکلیفا لازم است، یعنی اگر بدون اذن پدر عقد خوانده شود، عقد صحیح است، ولی فردی که باید اذن می‌گرفت و نگرفته، معصیت‌کار است (آیت الله بهجت ).(3)

د: اذن پدر لازم نیست، ولی خوب است رعایت شود.(4)
ه‍‌‍‌: در عقد دائم اذن لازم نیست، ولی در عقد موقت لازم است.(5)

از نظر حكم اسلامی حتی نگاه یا صحبت و مانند آن اگر با انگیزه لذت و شهوت باشد، یا خوف و ترس افتادن در گناه باشد، از نظر شرعی جایز نیست. نوع روابط دوستانه دختر و پسر(به رغم سعی بر محفوظ ماندن حد رابطه) به طور تدریجی از حریم و خطوط قرمز شرعی فراتر می رود.

این نوع روابط دارای آسیب‌های بسیاری است كه با توجه به تجربه‌های بسیار به هیچ روی توصیه نمی‌شود. هدف و نیت شما اگر چه می‌تواند ازدواج باشد، اما به دلایل بسیاری اكثر این نوع روابط به ازدواج ختم نمی‌شود.

پی‌نوشت‌ها:
1. امام خمینی، توضیح المسائل، مساله 2370.
2. توضیح المسائل مراجع، ج 2، ص 387، مساله 2376؛
استفتاءآت جدید، آیت الله تبریزی، ص 33، سؤال 1481؛
استفتائات آیت الله فاضل لنکرانی، ج 1، ص 436، س 1546؛
استفتائات، آیت الله مکارم، ج 2، ص 318، س 913 و آیت الله خامنه‌ای ، مسایل مورد ابتلا، س50.
3. توضیح المسائل مراجع، ج 2، مساله2376، رساله آیت الله وحید، مساله2385، سوال تلفنی از دفتر آیت الله خامنه‌ای در قم و دفتر آیت الله نوری.
4. آیت الله گرامی، توضیح المسائل، مساله 2603.
5. آیت الله صانعی، توضیح المسائل، مساله 2412.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 11:25  توسط رضائی  | 

چرا نماز می­خوانیم

از سؤالهای رایج بین جوانان این است که: چرا نماز می­خوانیم؟ در حالی که نماز کاری تکراری با جمله­های عربی است که هیچ پیامی برای ما ندارد و گاهی گفته می­شود بجای نماز خواندن کارهایی می­کنیم که فواید آن در نزدیک شدن انسان به خدا بیشتر است مانند مطالعه کتابهای اسلامی و خداشناسی و از این طریق معرفت ما به خداوند تأمین و ارتباطمان برقرار می­گردد و ...

در پاسخ به این پرسش از آیه سوم سوره مبارکه بقره استفاده می­کنیم:

خداوند در ابتدای سوره بقره می­فرماید: «... ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین *  الذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلاة و مما رزقناهم ینفقون». (بقره، 2 و 3)

(آن كتاب با عظمتى است كه شك در آن راه ندارد؛ و مايه هدايت پرهيزكاران است. همان كسانى كه به غيب ايمان مى‏آورند؛ و نماز را برپا مى‏دارند؛ و از آنچه به آنان روزى داده‏ايم، انفاق مى‏كنند)

همه ما بطور اجمالی باور داریم که عالمی در ورای این عالم دنیا هست و بطور اجمالی از طریق استدلالهای عقلی و آیات و روایات فراوان به این درک و علم رسیده ایم که پس از مرگ و جدایی از این دنیا روحمان وارد عالمی دیگر خواهد شد که اوضاع آن کاملا با این دنیا متفاوت و متناسب با روح است. البته بهتر است بجای اینکه بگوییم روح ما وارد آن عالم می­شود، بگوییم روح پس از رهایی از زندان تن و کنار زدن حجاب بدن چشم به آن عالم می­گشاید، یعنی عمری در همان عالم روحانی (غیب) بوده و در زندگی دنیا گاهی حس می­کرده که اینجایی نیست اما چون بدن مادی مانع او بوده به قطع و باور نرسیده بود، لذا اگر از زندگی دنیا با عالم غیب آشنایی پیدا نکرده و خود را آماده برای زندگی جدید ننموده باشد...

به هر حال پس از اینکه می­دانیم عالم غیبی وجود دارد، و می­دانیم که سفری به آن عالم در پیش داریم، باید مثل هر مسافری، خود را برای زندگی در آن عالم مهیا سازیم؛ نقشه راه، توشه های سفر از جمله خوراک، پوشاک، نوشیدنی و دیگر احتیاجات و اسباب راحتی را به حکم عقل باید آماده کنیم. همانطور که یک کشتی برای حرکت در اقیانوس به دو عامل برای رسیدن به مقصد نیاز دارد که یکی عامل محرّک (موتور کشتی) است و دیگر این است که کشتی تا حدّ ممکن سبکبار باشد و هرچه سبک تر باشد سرعت بیشتری خواهد داشت، از آیه سوم سوره بقره چنین استفاده می­کنیم که دو چیز برای آشنایی با غیب به ما کمک می­کند: یکی عاملی است که انسان را به عالم بالا (غیب، روح، برزخ) سوق می­دهد، و دیگری عاملی است که بار سفر را سبک می­سازد تا حرکت به سمت عالم غیب و تأثیر عامل محرّک بیشتر شود؛ عامل محرک و سوق دهنده نماز، و عامل کمکی انفاق می­باشد. همین است که بسیار سفارش شده که باید در نماز حواس را جمع کرد و به اصطلاح حضور قلب داشت و توجه را از عالم ماده ـ تا حد ممکن ـ قطع کرد تا نماز هرچه بیشتر تأثیر خود را بگذارد، و نیز انفاق را باید برای رضای خدا و بدون ریا انجام داد تا تأثیر آن یعنی کنده شدن دل از دنیا محقق گردد نه اینکه از یک طرف باری را زمین بگذاریم (انفاق کنیم) و از سوی دیگر باری اضافه نماییم (محبوبیت دنیایی و... که ریا بخاطر آن انجام میشود).

همچنین در پاسخ به کسانی که به دنبال جایگزین برای نماز هستند با مثالی مطلب را روشن می­کنیم: فکر کنید شخصی برای آموزش رانندگی در کنار یک مربی نشسته است و مربی مراحل روشن کردن، حرکت ، طریقه کنترل و هدایت و متوقف نمودن اتومبیل را به هنرآموز یاد می­دهد، و مثلا می­گوید: برای روشن کردن باید سویچ را چرخاند، پس از روشن شدن اتومبیل، مراحل ایمنی را رعایت کرد و برای آغاز حرکت کلاچ را گرفت، با دنده یک و فشار آرام پدال گاز اتومبیل را حرکت داد و... اما هنرآموز در مقابل بگوید من می­خواهم برای حرکت ترمز را بگیرم، با دنده دو و بدون فشار دادن پدال گاز حرکت کنم! مسخره است نه؟!

پس وقتی شخصی مطلع ما را به مسیری هدایت می­کند و ابزار طی مسیر را معرفی می­نماید و تأکید میکند که باید حتما این کار انجام شود و هدف شما فقط از این طریق حاصل می­گردد، عمل بر خلاف آن با عقل سالم جور در نمی­آید و پشیمانی به دنبال خواهد داشت. نتیجه­ی این مثال همان قاعده­ای است که در علم فقه از آن به «توقیفی بودن عبادت» تعبیر می­شود یعنی عبادت را صرفاً همانطور که شارع (یعنی خداوند و معصومین) دستور داده و روش آن را معین کرده اند انجام داد.

برای مطالعه بیشتر در این موضوع به لینکهای زیر نیز می­توانید مراجعه کنید:

 1.      http://www.binazirha.com/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B2-%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%9F/

2.      http://paymeshia.parsiblog.com/Posts/12/%da%86%d8%b1%d8%a7+%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%b2+%d9%85%d9%8a%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%8a%d9%85+%d8%9f/

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 0:40  توسط رضائی  | 

چشم زخم

و ان يكاد الذين كفروا ليز لقونك بابصارهم لما سمعوا الذكر و یقولون انه لمجنون و ما هو الا ذکر للعالمین

زلق بـه مـعـنـاى زلل و لغـزش اسـت ، و ازلاق بـه مـعـنـاى ازلال ، يعنى صرع است ، و كنايه است از كـشـتـن و هـلاك كـردن . و مـعناى آيه اين است كه : محققا آنها كه كافر شدند وقتى قرآن را شنيدند نزديك بود با چشم هاى خود تو را به زمين بيندازند، يعنى با چشم زخم خود تو را بكشند.
و مـراد از ايـن (ازلاق بـه ابصار – (به طورى كه همه مفسرين گفته اند - چشم زدن اسـت ، كـه خود نوعى از تاثيرات نفسانى است و دليلى عقلى بر نفى آن نداريم، بلكه حـوادثـى ديـده شده كه با چشم زدن منطبق هست ، و رواياتى هم بر طبق آن وارد شده ، و با اين حال علت ندارد كه ما آن را انكار نموده بگوييم يك عقيده خرافى است .(تفسیر المیزان، ج جلد 19)

همه مراجع و علما معتقدند که خواندن و به همراه داشتن این آیه (دو آیه آخر سوره مبارکه قلم) برای رفع چشم زخم بسیار مؤثر است همچنین مداومت بر آیة الکرسی و از همه مهمتر صدقه دادن تأثیر بسیاری در رفع چشم زخم دارد

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مهر 1390ساعت 6:18  توسط رضائی  | 

خلاصه ای از شکیات نماز را به صورت فایل پی دی اف تنظیم کردم که جمعا یک برگ پشت و رو میشه . اگه دوست داشتید دانلود کنید و همیشه همراه داشته باشید.

دانلود فایل

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389ساعت 18:14  توسط رضائی  | 

سقط جنین

سقط جنین در هر مرحله ای از بارداری حرام است و اگر زن جنینش را سقط کرد باید به پدر او دیه بپردازد، اما اگر خود شوهر هم راضی به سقط جنین است، با سقط جنین مرتکب فعل حرام شده و انسانی را از حق حیات محروم کرده، ولی پرداخت دیه واجب نیست. امّا اگر باردار شدن برای مادر خطر جانی داشته باشد مثل اینکه پزشکان تأیید کنند، نه فعل حرام مرتکب شده و نه پرداخت دیه واجب است، خواه مرد راضی باشد و خواه راضی نباشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم دی 1389ساعت 6:32  توسط رضائی  | 

شرایط واقع شدن غیبت

1ـ غیبت شونده مسلمان (شیعه یا غیر شیعه) باشد. (غیبت غیر ملسلمان اشکال ندارد)

2ـ غیبت شونده عاقل باشد. (غیبت مجنون و عقب مانده ذهنی اشکال ندارد)

3ـ غیبت شونده بالغ باشد، و بنا به نظر بعضی فقها غیبت کودک غیر بالغی که به حد تمییز رسیده نیز جایز نیست.

4ـ از عیب و نقص سخن گفته شود. (اگر عیب یا نقص محسوب نشود و سخن عادی و یا مدح باشد غیبت نیست)

5ـ عیب یا نقص مستور و مخفی باشد.

6ـ کسی که درباره­اش صحبت می­کنند غایب باشد یا اگر حاضر است نشنود.

7ـ نوعاً اگر به گوش غیبت شونده برسد ناراحت شود.

8 ـ قصد غیبت کننده ضربه زدن به غیبت شونده باشد یعنی بخواهد او را مذمّت، استهزاء و یا کوچک نماید. امّا اگر برای مشورت دادن و به لحاظ مصلحت مهمتری و بدن قصد مذمّت و ... باشد (مثل مشورت دادن برای ازدواج) غیبت محسوب نمی­شود.

نکته مهم: مراحل توبه از گناه غیبت اول استغفار و طلب عفو از درگاه خداوند است و دوم اصلاح وجهه­ی غیبت شونده و به اصطلاح پس گرفتن حرف قبلی نزد همه کسانی که غیبت را شنیده­اند. امّا نباید به غیبت شونده گفته شود که مثلا «غیبت شما را کردیم و فلان چیز را در مورد شما گفتیم»، زیرا خود موجب ناراحتی و آزار مسلمان می­شود و گناه دیگری به گناه غیبت نیز افزوده می­گردد.

(شیخ مرتضی انصاری، مکاسب محرمه، مبحث غیبت، چکیده)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم دی 1389ساعت 6:10  توسط رضائی  | 

سه اصل کلّی و پر کاربرد

1 ـ در مورد خوراکهای گوشتی، اصل بر حرام بودن گوشت همه­ی حیوانات و پرندگان است مگر اینکه دلیلی بر حلال بودن آن در احکام دینی وارد شده باشد.

2ـ  در مورد طهارت و نجاست همیشه اصل بر طهارت اشیاء می­باشد، یعنی همه چیز طاهر است مگر اینکه یقین کنیم نجس شده است.

3ـ اگر چیزی قبلا نجس بوده و الآن شک داریم که پاک شده یا  نه، اصل بر نجس بودن آن است یعنی حکم به نجاست آن می­کنیم، و اگر چیزی پاک بوده و اکنون شک در نجس شدن آن داریم، اصل بر طاهر بودن آن است یعنی حکم به طاهر بودن آن می­کنیم. (این اصل را در اصطلاح علم اصول، اصل استصحاب گویند)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 22:3  توسط رضائی  | 

 

حقوق و تكاليف زوجين نسبت بيكديگر

ماده1102- همينكه نكاح بطور صحت واقع شد روابط زوجيت بين طرفين موجود و حقوق و تكاليف زوجين در مقابل همديگر برقرار ميشود.

ماده1103- زن و شوهر مكلف بحسن معاشرت با يكديگرند.

ماده1104- زوجين بايد در تشييد مباني خانواده و تربيت اولاد خود بيكديگر معاضدت نمايند.

ماده1105- در روابط زوجين رياست خانواده از خصائص شوهر است .

ماده1106- در عقد دائم نفقه زن بعهده شوهر است .

ماده1107- نفقه عبارت است از مسكن و البسه و غذا و اثاث البيت كه بطور متعارف با وضعيت زن متناسب باشد و خادم در صورت عادت زن بداشتن خادم يا احتياج او بواسطه مرض يا نقصان اعضاء.

ماده1108- هر گاه زن بدون مانع مشروع از اداي وظايف زوجيت امتناع كند مستحق نفقه نخواهد بود.

ماده1109- نفقه مطلقه رجعيه در زمان عده بر عهده شوهر است مگر اينكه طلاق در حال نشوز واقع شده باشد ليكن اگر عده از جهت فسخ نكاح يا طلاق بائن باشد زن حق نفقه ندارد مگر در صورت حمل از شوهر خود كه در اينصورت تا زمان وضع حمل حق نفقه خواهد داشت .

ماده1110- در عده وفات زن حق نفقه ندارد.

ماده1111- زن ميتواند در صورت استنكاف شوهر از دادن نفقه بمحكمه رجوع كند در اينصورت محكمه ميزان نفقه را معين و شوهر را بدادن آن محكوم خواهد كرد.

ماده1112- اگر اجراء حكم مذكور در ماده قبل ممكن نباشد مطابق ماده1129 رفتار خواهد شد.

ماده1113- در عقد انقطاع زن حق نفقه ندارد مگر اينكه شرط شده يا آنكه عقد مبني بر آن جاري شده باشد.

ماده1114- زن بايد در منزلي كه شوهر تعيين ميكند سكني نمايد مگر آنكه اختيار تعيين منزل بزن داده شده باشد.

ماده1115- اگر بودن زن با شوهر در يك منزل متضمن خوف ضرر بدني يا مالي يا شرافتي براي زن باشد زن ميتواند مسكن عليحده اختيار كند و در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور محكمه حكم بازگشت بمنزل شوهر نخواهد داد و مادام كه زن در بازگشتن بمنزل مزبور معذور است نفقه بر عهده شوهر خواهد بود.

ماده1116- در مورد ماده فوق مادام كه محاكمه بين زوجين خاتمه نيافته محل سكناي زن بتراضي طرفين معين مي شود و در صورت عدم تراضي محكمه با جلب نظر اقرباي نزديك طرفين منزل زنرا معين خواهد نمود و در صورتيكه اقربائي نباشد خود محكمه محل مورد اطميناني را معين خواهد كرد.

ماده1117- شوهر مي تواند زن خود را از حرفه يا صنعتي كه منافي مصالح خانوادگي يا حيثيات خود يا زن باشد منع كند.

ماده1118- زن مستقلا مي تواند در دارائي خود هر تصرفي را كه مي خواهد بكند.

ماده1119- طرفين عقد ازدواج ميتوانند هر شرطي كه مخالف با مقتضاي عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج يا عقد لازم ديگر بنمايد مثل اينكه شرط شود هر گاه شوهر زن ديگر بگيرد يا در مدت معيني غائب شود يا ترك انفاق نمايد يا بر عليه حيات زن سوءقصد كند يا سوء رفتاري نمايد كه زندگاني آنها با يكديگر غير قابل تحمل شود زن وكيل و وكيل در توكيل باشد كه پس از اثبات تحقق شرط در محكمه و صدور حكم نهايي خود را مطلقه سازد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم دی 1389ساعت 9:12  توسط رضائی  | 

 

مهریه

ماده1078- هر چيزي را كه ماليت داشته و قابل تملك نيز باشد مي توان مهر قرار داد.

ماده1079- مهر بايد بين طرفين تا حدي كه رفع جهالت آنها بشود معلوم باشد.

ماده1080- تعيين مقدار مهر منوط بتراضي طرفين است .

ماده1081- اگر در عقد نكاح شرط شود كه در صورت عدم تاديه مهر در مدت معين نكاح باطل خواهد بود نكاح و مهر صحيح ولي شرط باطل است .

ماده1082- بمجرد عقد ، زن مالك مهر مي شود ميتواند هر نوع تصرفي كه بخواهد در آن بنمايد.

ماده1083- براي تاديه تمام يا قسمتي از مهر مي توان مدت يا اقساطي قرار داد.

ماده1084- هر گاه مهر عين معين باشد و معلوم گردد قبل از عقد معيوب بوده و يا بعد از عقد و قبل از تسليم عيوب و يا تلف شود شوهر ضامن عيب و تلف است .

ماده1085- زن مي تواند تا مهر باو تسليم نشده از ايفاء وظايفي كه در مقابل شوهر دارد امتناع كند مشروط بر اينكه مهر او حال باشد و اين امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود.

ماده1086- اگر زن قبل از اخذ مهر باختيار خود بايفاء وظائفي كه در مقابل شوهر دارد قيام نمود ديگر نمي تواند از حكم ماده قبل استفاده كند معذالك حقي كه براي مطالبه مهر دارد ساقط نخواهد شد.

ماده1087- اگر در نكاح دائم مهر ذكر نشده يا عدم مهر شرط شده باشد نكاح صحيح است و طرفين ميتوانند بعد از عقد مهر را بتراضي معين كنند و اگر قبل از تراضي بر مهر معين بين آنها نزديكي واقع شود زوجه مستحق مهرالمثل خواهد بود .

ماده1088- در مورد ماده قبل اگر يكي از زوجين قبل از تعيين مهر و قبل از نزديكي بميرد زن مستحق هيچگونه مهري نيست .

ماده1089- ممكن است اختيار تعيين مهر بشوهر يا شخص ثالثي داده شود در اين صورت شوهر يا شخص ثالث مي تواند مهر را هر قدر بخواهد معين كند.

ماده1090- اگر اختيار تعيين مهر به زن داده شود زن نميتواند بيشتر از مهرالمثل معين نمايد.

ماده1091- براي تعيين مهرالمثل بايد حال زن از حيث شرافت خانوادگي و ساير صفات و وضعيت او نسبت به اماثل و اقران اقارب و همچنين معمول محل و غيره در نظر گرفته شود.

ماده1092- هر گاه شوهر قبل از نزديكي زن خود را طلاق دهد زن مستحق نصف مهر خواهد بود و اگر شوهر بيش از نصف مهر را قبلا داده باشد حق دارد مازاد از نصف را عينا يا مثلا يا قيمتا استرداد كند.

ماده1093- هر گاه مهر در عقد ذكر نشده باشد و شوهر قبل از نزديكي و تعيين مهر زن خود را طلاق دهد زن مستحق مهرالمتعه است و اگر بعد از آن طلاق دهد مستحق مهرالمثل خواهد بود.

ماده1094- براي تعيين مهرالمتعه حال مرد از حيث غنا و فقر ملاحظه مي شود.

ماده1095- در نكاح منقطع عدم مهر در عقد موجب بطلان است .

ماده1096- در نكاح منقطع موت زن در اثناء مدت موجب سقوط مهر نميشود و همچنين است اگر شوهر تا آخر مدت با او نزديكي نكند.

ماده1097- در نكاح منقطع هر گاه شوهر قبل از نزديكي تمام مدت نكاح را ببخشد بايد نصف مهر را بدهد.

ماده1098- در صورتي كه عقد نكاح اعم از دائم يا منقطع باطل بوده و نزديكي واقع نشده زن حق مهر ندارد و اگر مهر را گرفته شوهر ميتواند آن را استرداد نمايد.

ماده1099- در صورت جهل زن بفساد نكاح و وقوع نزديكي زن مستحق مهرالمثل است .

ماده1100- در صورتيكه مهرالمسمي مجهول باشد يا ماليت نداشته باشد يا ملك غير باشد در صورت اول و دوم زن مستحق مهرالمثل خواهد بود و در صورت سوم مستحق مثل يا قيمت آن خواهد بود مگر اينكه صاحب مال اجازه نمايد.

ماده1101- هر گاه عقد نكاح قبل از نزديكي بجهتي فسخ شود زن حق مهر ندارد مگر در صورتيكه موجب فسخ ، عنن باشد كه در اين صورت با وجود فسخ نكاح زن مستحق نصف مهر است .

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم دی 1389ساعت 8:56  توسط رضائی  | 

خمس

ـ هرگاه انسان از تجارت یا صنعت یا کسبهای دیگر مالی به دست آورد، چنانچه از مخارج سال خود او و عیالش (کسانی که او نان­آور آنهاست) زیاد بیاید، باید خـُمس یعنی یک پنجم آن را بدهد.

ـ اگر مال حلال با مال حرام به طوری مخلوط شود که انسان نتواند آنها را از یکدیگر تشخیص دهد و صاحب مال حرام و مقدار آن، هیچ کدام معلوم نباشد، باید خمس تمام مال را بدهد و بعد از دادن خمس، بقیه مال حلال می­شود. اگر مال حلال با حرام مخلوط شود و انسان مقدار حرام را بداند، ولی صاحب آن را نشناسد، باید آن مقدار را به نیت صاحبش صدقه بدهد و بهتر است که از حاکم شرع (مجتهد) هم اجازه بگیرد. امّا اگر مقدار حرام را نداند ولی صاحبش را بشناسد باید یکدیگر را راضی نمایند.

مصرف خمس:

ـ خمس را باید دو قسمت کنند: یک قسمت آن سهم سادات است و با اجازه­ی مجتهد به سیّد فقیر یا سیّد یتیم یا به سیّدی که در سفر مانده شده بدهند. و نصف دیگر آن سهم امام زمان (علیه السلام) است که در زمان غیبت به مجتهد جامع الشرایط بدهند یا به مصرفی که او اجازه می­دهد برسانند.

(توضیح المسائل، احکام و مصرف خمس)

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم دی 1389ساعت 22:3  توسط رضائی  | 

احتمال ضرر در روزه

دوست عزیزی در مورد احتمال «ضرر» در روزه سؤال کردند که به نظر رسید پاسخ سؤال ایشان برای عموم مطرح شود:

1 ـ کسی که می­داند روزه برای او ضرر ندارد اگرچه دکتر بگوید ضرر دارد، باید روزه بگیرد و کسی که یقین یا گمان دارد که روزه برایش ضرر دارد اگرچه دکتر بگوید ضرر ندارد، نباید روزه بگیرد، و اگر روزه گرفت صحیح نیست مگر آن که به قصد قربت بگیرد و بعد معلوم شود ضرر نداشته است.

2ـ اگر انسان احتمال بدهد که روزه برایش ضرر دارد و از آن احتمال، ترس برای او پیدا شود چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد، نباید روزه بگیرد و اگر روزه بگیرد صحیح نیست مگر آن که به قصد قربت گرفته باشد و بعد معلوم شود ضرر نداشته است.

(توضیح المسائل، روزه­های حرام و مکروه)

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم دی 1389ساعت 22:1  توسط رضائی  | 

یادگیری احکام خرید و فروش

از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمود: کسی که میخواهد خرید و فروش کند، باید احکام آنرا یاد بگیرد. و اگر پیش از یادگرفتن احکام آن خرید و فروش کند، به واسطه ی معامله های باطل و شبهه ناک به هلاکت می افتد.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم دی 1389ساعت 17:38  توسط رضائی  | 

نـمـاز آیــات

نماز آیات به واسطه چهار چیز واجب میشود:

اول: گرفتن خورشید   دوم: گرفتن ماه    سوم: زلزله    چهارم: رعد و برق و بادهای سیاه و سرخ و مانند اینها در صورتی که بیشتر مردم بترسند.

مسأله: چیزهایی که نماز آیات برای آنها واجب است در هر شهری اتفاق بیفتد فقط مردم همان شهر باید نماز آیات بخوانند و بر مردم جاهای دیگر واجب نیست.

مسأله: از وقتی که خورشید یا ماه شروع به گرفتن می­کند انسان باید نماز آیات را بخواند و بنا بر احتیاط مستحب نباید به قدری تأخیر بیندازد که شروع به باز شدن کند. اگر خواندن نماز آیات را به قدری تأخیر بیندازد که آفتاب یا ماه شروع به باز شدن کند، باید نیت ادا کند ولی اگر بعد از باز شدن تمام آن، نماز بخواند باید نیت قضا نماید. اگر بعد از باز شدن آفتاب یا ماه بفهمد که تمام آن گرفته بوده باید قضای نماز آیات را بخواند، ولی اگر بفهمد که مقداری از آن گرفته بوده قضا بر او واجب نیست.

کیفیت نماز آیات:

نماز آیات دورکعت است و در هر رکعت پنج رکوع دارد و دستور آن این است که انسان بعد از نیت، تکبیر بگوید و یک حمد و یک سوره تمام بخواند و به رکوع رود و سر از رکوع بردارد، دوباره یک حمد و یک سوره بخواند، باز به رکوع رود تا پنج مرتبه و بعد از بلند شدن از رکوع پنجم، دو سجده نماید و برخیزد و رکعت دوم را هم مثل رکعت اول بجا آورد و تشهد بخواند و سلام دهد.

همچنین در نماز آیات انسان می­تواند بعد از نیت و تکبیر و خواندن حمد، آیه های یک سوره را پنج قسمت کند و یک آیه یا بیشتر از آن را بخواند و به رکوع رود و سر بردارد و بدون این که حمد بخواند، قسمت دوم از همان سوره را بخواند و به رکوع رود و همین طور تا پیش از رکوع پنجم سوره را تمام نماید.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم دی 1389ساعت 16:1  توسط رضائی  | 

 

استخاره برای ازدواج

لطفا پیش از تحقیق در مورد خواستگار یا کسی که به خواستگاری او رفته اید یا قصد رفتن دارید، و پیش از بررسی و مشورت با کارشناسان، بزرگترها و اطرافیان برای استخاره جهت ازدواج تماس نگیرید. چون بیشتر اوقات و یا همیشه با انجام این مراحل دیگر نیازی به استخاره نخواهید داشت!

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم دی 1389ساعت 5:5  توسط رضائی  | 

خونهای سه گانه

از آنجا که احکام خونهای سه گانه دارای فروع زیادی است و بسیاری از بانوان در مورد آن اشتباه می کنند ، این احکام را به طور خلاصه و ساده بیان میکنیم:

نشانه­هاي خون حيض: سرخ يا سرخ مايل به سياهي ـ گرم ـ غليظ ـ با فشار و کمي سوزش

شرايط حائض شدن:

1 ـ بلوغ: کسي که شک دارد از نظر سني بالغ شده يا نه،‌ بالغ نيست، و اگر در اين حال خوني با صفات حيض از او دفع شود، اگر به حيض بودن خون بتواند اطمينان کند، بعيد نيست علامتي براي بلوغ او و همچنين خون حيض به حساب آيد.

2 ـ عدم يائسگي: زنهاي سيّده در شصت سالگي و ديگر زنها در پنجاه سالگي يائسه مي­شوند.

3 ـ کمتر از سه روز نباشد: حتّي اگر «يک ساعت» کمتر از سه روز باشد حيض نيست. البته معيار سه «روز» است نه سه «شبانه روز» . بنابراين اگر سه روز و دو شب هم ببيند کافي است و مقصود از روز، از اول طلوع صبح صادق تا غروب آفتاب است. (مثلا اگر روز اول ، از وسط روز شروع شود و تا وسط روز چهارم ادامه يابد حيض است)

4 ـ بيشتر از ده روز نباشد: هرگاه خون ديدن از ده روز بيشتر شود، قطعاً بعد از ده روز حيض نيست.

5 ـ پياپي آمدن خون در سه روز (توالي) : مقصود از توالي،‌ در سه روز اول است، و اگر در روزهاي بعد توالي نباشد ضرري نمي­رساند، و اگر توالي در سه روز بعد پديد آيد،‌ روزهاي نخست که پياپي خون نديده،‌ حيض نيست. امّا اگر در ضمن ده روز،‌ سه روز خون ببيند و صفات و علايم حيض را داشته باشد، ولي پشت سر هم نيايد، مثلا: روز اول و پنجم و هشتم خون ببيند، بايد بنا بر احتياط مستحب در روزهايي که خون مي­بيند، بين کارهايي که زن مستحاضه انجام مي­دهد (يعني نماز بخواند و روزه بگيرد) و کارهايي که زن حائض ترک مي­کند‌ (توقف در مساجد، رساندن جايي از بدن به قرآن و ...) جمع کند.

 6 ـ استمرار خون در هر سه روز: ديدن خون بايد تا سه روز استمرار داشته باشد ولي لازم نيست در تمام سه روز خون بيرون بيايد، بلکه وجود آن در فرج کافي است و چنانچه در ميان سه روز، مختصري پاک شود و مدت پاک شدن به قدري کم باشد که بگويند در تمام سه روز در فرج خون بوده، باز هم حيض است.

7 ـ‌ ميان دو حيض ، حداقل ده روز فاصله بيفتد: اگر از حيض اول ، ده روز نگذشته باشد، خوني که ديده مي­شود حيض نيست.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نفاس: خوني که با بيرون آمدن اولين جزء نوزاد خارج مي­شود نفاس است و از ده روز بيشتر نيست و ممکن است يک لحظه باشد و اگر لحظه يا ساعتي آمد و تمام شد غسل نفاس کند و نماز بخواند اگرچه روزهاي اول و دوم زايمانش باشد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

استحاضه: هر خوني که از رحم خارج شده ، در صورتي که از زخم نباشد و شرايط حيض و نفاس را نيز نداشته باشد استحاضه است.

نشانه­هاي خون استحاضه: در بيشتر اوقات زرد رنگ و سرد ـ بدون فشار و سوزش ـ غليظ نيست (ممکن است گاهي سياه يا سرخ و گرم و غليظ باشد و با فشار و سوزش بيرون آيد)

خون استحاضه حداقل و حداکثر ندارد يعني ممکن است کمتر از سه روز و بيشتر از ده روز باشد.

اقسام استحاضه:

قليله (خون در پنبه فرو نرفته) :‌ براي هر نماز يک وضو ـ پيش از هر نماز تعويض پنبه و پاک کردن ظاهر فرج در صورتي که خون به آن رسيده. (براي هر کاري که شرط آن طهارت است مثل طواف و رساندن جايي از بدن به خط قرآن واجب است وضو بگيرد). اگر براي نماز عصر به وظيفه قليله رفتار کند و تا مغرب ديگر خون نبيند با همان وضو مي­تواند نماز مغرب و عشا را بخواند.

متوسطه (خون در پنبه فرو رفته ولي از طرف ديگر ظاهر نشود) : علاوه بر کارهاي قليله، نخستين مرتبه که متوسطه مي­شود براي اولين نماز بايد غسل کند (مثلا اگر بعد از نماز صبح متوسطه شود بايد براي نماز ظهر غسل کند)، و روزهاي ديگر فقط پيش از نماز صبح غسل کند. اگر در بين نماز متوسطه شود بايد براي آن نماز غسل کند.

کثيره (خون در پنبه فرو رفته و از طرف ديگر ظاهر شود): علاوه بر کارهاي قليله، پيش از هر نماز غسل کند، ولي اگر بين نماز ظهر و عصر يا مغرب و عشا فاصله نيندازد يک غسل براي هر دو کافي است.

ـ غسل را پس از داخل شدن وقت نماز بايد انجام داد، و اگر پيش از وقت غسل کند باطل است.

ـ‌ اگر بين قليله و متوسطه مردد است، به حکم قليله، و اگر ترديد ميان متوسطه و کثيره است به دستور متوسطه عمل مي­کند.

ـ روزه مستحاضه­اي که غسل بر او واجب است در صورتي صحيح است که در روز غسلهايي که براي نمازهاي روزش واجب است انجام دهد و نيز غسل نماز مغرب و عشاي شبي را که مي­خواهد فرداي آن روزه بگيرد انجام دهد. و هرگاه پس از نماز عصر ، مستحاضه شود و تا غروب غسل نکند، روزه­اش صحيح است.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم دی 1389ساعت 4:59  توسط رضائی  | 

شیوه استخاره به قرآن

علامه مجلسی از بعضی کتابهای علمای شیعه از خط شیخ یوسف قطیفی نقل کرده و او از مرحوم علامه حلی نقل کرده که از حضرت صادق (علیه السلام) روایت شده است که فرمود:

هرگاه خواستی به قرآن استخاره کنی بعد از گفتن بسم الله الرحمن الرحیم بگو:

الـلــَّهُمَّ إِنْ كَانَ فِي قَـَضَائِكَ وَ قَدَرِكَ أَنْ تـَمـُنَّ عَلی شیعةِ آلِ مُحمدٍ بـِفـَرجِ وَلِيِّكَ وَ حُجَّتِكَ عـَلی خـَلـْقـِكَ فـَأخْرِجْ إلــَینا آیةً مِن کِتابـِک نـَستـَدِلُّ بـِها عـَلی ذلک

 پس قرآن را باز میکنی و شش ورق میشماری، در ورق هفتم شش سطر میشماری و به آن سطر و آیه نظر میکنی و مطلب را از آن بیرون می آوری (حاشیه مفاتیح الجنان)

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم دی 1389ساعت 4:59  توسط رضائی  |